آیا کسی مرا
(آیا کسی مرا....)
(آیا کسی مرا....)
(آیا کسی مرا....)

آیا کسی مرا
ای اتاق های وحشی که بی هیچ لبخندی
در کنار کلبه تاریک من پا گرفته اید
ای واژه های تلخ تنهایی
ای عابران خسته سرنوشت
ای ورق های پاره شده در غبار سهمگین
آیا کسی مرا
در خاطرات اشکهایم می شناسد؟
آیا عابران کوچه های غم
فقط برای یک لحظه کنار پنجره ی راز هایم می نشینند
تا قصه ی ملکه ی قصرماتم را باز گویم؟
با شمایم؛
ای آدم های شیشه ای!
من در حسرت یک تبسم صمیمی مانده ام.
ای کوچه های گلی رویا
آیا گام های دیروز کودکی ام را،
باشادی به من باز می گردانید؟
با شماهایم ای اسطوره های قصر ماتم!!!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 23:29 توسط محمد
|