من ودیگران

 

ما می توانیم باکار های خوب ونیک دیگران را به دوستی با خود ما ن

 

دعوت کنیم واز آن بخواهیم با ما دوست باشند. ودوستی میان ما باشد .

 

بعضی ها میان دوستان خود فرق می گذارند.مثلا دوست خود علی را

 

بیش از حسین دوست ندارد وبا او راه می روند و حرف می زنندوبا

 

حسین بد رفتا ری می کنند وحتی اوقاتی هست که علی و احمد به حسین

 

فحش می دهند.

 

چرا باید این گونه بود؟چون بعضی ها نمی دانند که همین کارشان باعث

 

شکسته شدن قلب دوستشان حسین می شود. ولی اگر کمی فکر کنند و

 

خودرا جای دوستشان حسین بگذارند آن وقت است که می فهمند که چه

 

کار زشتی انجام داده اند.ولی چنین نیست دیگر کسی نیست

 

 که درباره

 

 

دوستش فکرکند.

 

آن ها نمی دانند که ممکن است روزی برسد که به دوستشان محتاج می

 

شوند.وبضی ها هستند که فقط دوست دارند هرچه زود تردوست پیدا

 

بکنند چنین کسانی پیش مردم محبوب ترین ها هستند.